یک دو سه!آزمایش میکنم!فعلا میشه آپ کرد البته چند ساعتی وقت برد من اینجا رو باز کنم....
سلام دوستهای گلم ممنون به خاطر همدردیتون!
تازه دارم خودمو پیدا میکنم!واقعا دندون درد آدمو از زندگی و همه تعلقاتش بیزار میکنه!!با چند تا آمپول پنی سیلین و دهانشویه و...هزار تا داروی مختلف بالاخره دندون دردم یا بهتره بگم فک دردم! درمون شد.یک طرف صورتم قشنگ ورم کرده بود و تپل شده بود که خیلی با نمک شده بودم!!![]()
تا جای دندونم جمع بشه طول کشید!انگاری که شهاب سنگ خورده بود روی لثم
!!البته زاج این وظیفه جمع کردن رو به خوبی انجام میده که همینجا از خدمات مادر شوهرم در این امر خطیر تشکر لازم را مبذول میدارم!!!![]()
نمیدونم گفتم یا نه مادر شوهر مادر شوهر بنده یه جورهایی طبیب بودن از نوع تجربیش!یعنی تمام همسایه ها واسه دردهاشون پیش اون میرفتن من هم وقتی نوجون بودم یه بارانگشت پام موقع صعود از قله در رفته بود
که ایشون جاشون انداخته بودن!روحشون شاد!اما یه اخلاقی داشت که کل محلمون ازش میترسیدن!بیچاره عروسش که مادر شوهر بنده باشه! بعد از مرگ ایشون ده کیلویی وزن اضافه کردن
که مقارن بود با ازدواج ما که معمولا بیشتر مادر شوهرها از دست عروسهاشون لاغر میشن که موجب شد همه قدم این عروس خانووم رو که بنده باشن مبارک بدونن
..البته این هم بگم قدم من واقعا براشون اومد داشت کار پدر شوهرم گرفت خونشون رو ساختن ماشینشون رو نو کردن..![]()
القصه این مادر شوهر بنده هم از مادر شوهرش یه چیزهایی یاد گرفته که خیلی مواقع به درد میخوره البته همسر بنده هم که همیشه با مادریزرگش تو یه اتاق میخوابید و گاهی مداوای بیماران رو از زیر لحافش دید میزد
یه چیزهایی یاد گرفته
!!
خلاصه همشون یه جورهایی حکیمین واسه خودشون.![]()
این از ماجرای دندونم که به خوبی و خوشی تموم شد البته یه دنون نهفته دیگه هم دارم که از الان رعبش تو دلم افتاده!!![]()
کار عید هم که فعلا شروع نکردم.واسه اون یکی آپارتمانوم هم مشتری پیدا شده یدونه زمین هم داشتیم البته تو شهر کوچولوی اطرافمون که باید به همین زودی بفروشیم! بعدش یه رنو هم داشتیم که من با پولهای خودمو و یکمی هم کمک همسری مثلا براخودم گرفته بودم که اصلا من نروندمش از بس قراضه بود
عوضش اونو داده بودم همسری بیچاره باهاش بره سر کار!!من هم با سمند خوش میگذروندم.تا اینکه اعلام کردن مدلهای 64 به پایین برا ی اسقاط خودروهاشون اقدام کنن که این رنوی بنده هم 63 بود یعنی سه سالی هم از من کوچولوتر بود!(یعنی من هم فرسوده شدم
!!)اون هم برا فرسوده ها ثبتش کردیم که قرار این هفته زنگ بزنن بگن برا اسقاطش ببریم گفتم پولشو کی میدین گفتن تا سه ماه
!!!
حالا قراره چیکار کنیم خدا میدونه!من که نمیتونم بدون ماشین برم اینور اون ور تازه باشگاه هم نمیتونم برم !تو این هیروویری هم نمیتونیم باز یه ماشین دیگه بخریم!خلاصه کارهامون سخت بهم گره خورده!!کاش تا عید تمام مشکلاتمون حل بشه ما هم یه نفس راحت بکشیم!![]()
البته همیشه یه مشکلی جایگزین یکی دیگه میشه!مثل اون قانون اسمشو یادم رفته نیرو از بین نمیره از حالتی به حالتی دیگه تبدیل میشه
!شده قصه مشکلات مردم!![]()
خیلی حرف زدم برم تا بتونم یکم بهتون سر بزنم!![]()
بای...![]()
![]()
سلام دوستهای گلم!
چند روزی نبودم چند روزی هم نخواهم بود!دندونم به شدت آبسه کرده!یعنی یه دندون عقل داشتم سالم سالم فقط نه اینکه دهنم کوچیکه تقریبا پس کلم رشد کرده بود الان یه هفته ست کشیدمش از بس به اون یکی دندونهام فشار میاورد!خلاصه بدجوری ورم کرده و درد دارم نه بیرون میتونم برم نه باشگاه ...
گفتم که نگران نباشید فعلا برم انواع اقسام داروها که یکمشون تجویز دکتر یکمیشون مادر شوهر و مامان خودم هستن رو استفاده کنم ببینم میتونم دوباره زنده بشم یا با این درد جانکاه دنیای فانی رو وداع باید کنم !
فعلا بای..


